تبلیغات



زنم را کشتم چون بدون اجازه بیرون رفت

مردي که همسرش را به خاطر آنکه بدون اجازه او با خواهرش بيرون رفته بود، کشت؛ در دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.

به گزارش شرق، خرداد يک سال قبل مادر زن جواني به پليس خبر داد که به گفته دامادش، دخترش به قتل رسيده است. با توجه به اين گزارش، ماموران به همراه زني که اين گزارش را اعلام کرده بود، به خانه دخترش رفتند و جسد زن جوان را در آنجا پيدا کردند.

با توجه به اعترافي که شوهر اين زن، به نام داريوش کرده بود، مرد بازداشت شد. متهم در بازجويي ها به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت به او سوءظن پيدا کرده بوده است و به همين دليل هم همسرش را به قتل رساند.

با توجه به مدارک موجود در پرونده و شکايت اولياي دم، پرونده براي رسيدگي به شعبه ١٠ دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. روز گذشته جلسه رسيدگي به اين پرونده آغاز شد. در ابتداي جلسه نماينده دادستان کيفر خواست عليه متهم را خواند و اعلام کرد با توجه به اينکه متهم چهار فقره سابقه کيفري دارد و جرم جديدي نيز مرتکب شده است، خواستار رسيدگي به اين پرونده هستم.

سپس پدر و مادر دختر به عنوان دو نفر از اولياي دم، در جايگاه حاضر شدند و خواستار قصاص دامادشان شدند؛ در اين هنگام قاضي گوشزد کرد با توجه به اينکه مقتول يک زن بوده است؛ درصورتي که پدر و مادر مقتول بخواهند حکم قصاص را اجرا کنند، بايد تفاضل ديه را پرداخت کنند؛ ضمن اينکه مقتول دو فرزند صغير نيز دارد که بايد سهم ديه آنها را هم بپردازند. 

با توجه به آنچه گفته شد، پدر مقتول گفت: راستش من قصد قصاص دامادم را نداشتم و ندارم؛ اما با آنچه شما گفتيد از دادگاه درخواست پرداخت ديه دارم و البته اين ديه بايد از سوي متهم به نوه هايم داده شود. درصورتي که او اين کار را نکند، من او را نمي بخشم.سپس نوبت به متهم رسيد. او اتهام را قبول کرد و گفت: من و همسرم اختلاف خاصي نداشتيم؛ اما روز حادثه او به همراه خواهرش بيرون رفته بود و به من نگفته بود که مي خواهد بيرون برود. من هم به خاطر اينکه از من اجازه نگرفته بود، خيلي ناراحت شدم و با زنم دعوا کردم و او را به شدت کتک زدم. بعد زنم گريه کنان به اتاقي رفت و من هم شب را در هال خوابيدم؛ صبح که بيدار شدم، ديدم همسرم هنوز بيدار نشده است. وقتي دستم را به بدنش زدم تا بيدارش کنم؛ متوجه شدم بدنش سرد است و فوت کرده است. خيلي ناراحت شدم و تصميم گرفتم خودکشي کنم. اول رگ دستم را زدم؛ اما نشد. بعد تصميم گرفتم خودم را حلق آويز کنم، باز هم نشد و طنابي که به سقف بسته بودم، کنده شد وقتي ديدم خودکشي کردنم نا موفق بوده است؛ بنابراين تصميم گرفتم موضوع را به مادرزنم بگويم. به او زنگ زدم و گفتم زنم را کشته ام و تصميم گرفتم خودکشي کنم، چندبار سعي کردم اما نشد. چند دقيقه بعد هم مادرزنم با ماموران آمدند و من را بازداشت کردند.

با پايان گفته هاي متهم و وکيل مدافعش، هيات قضات براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند.

شهریور 3ام, 1395 | 0 views | دسته: مجله خبری
برچسب ها:

توضیحاتی در باب نویسنده



افزودن نظر: