تبلیغات

الکترو اسموک




برنامه روزانه کشورهای مختلف جهان

برنامه روزانه کشورهای مختلف جهان

برنامه روزانه کشورهای مختلف جهان

برنامه روزانه کشورهای مختلف جهان

 

آمریکا : 12 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 1 ساعت ماندن در ترافیک ، 4 ساعت تماشای تلویزیون و غذا خوردن ، 1 ساعت کار با اینترنت

 

 

فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خیابان ، 4 ساعت کتاب خواندن ، 2 ساعت حرف زدن علیه تلویزیون ، 2 ساعت خندیدن

 

 

ایتالیا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت خیابان گردی

 

 

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 4.4/10 (5 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +1 (from 1 vote)

تیر 24ام, 1392 | 0 views | دسته: جملات خنده دار، سرگرمی
برچسب ها: ، ، ، ، ،

یکی‌ از فانتزیام اینه که

یکی‌ از فانتزیام اینه که

یکی از فانتزیام اینه که پلیس تو ایست بازرسی ماشینم رو نگهداره بگه اسم ؟
بگم عباس
بگه نام پدر ؟
بگم عباس علی
بگه فامیلت چیه ؟
بگم عباسی
بگه از کجا میای ؟
بگم عباس آباد
بگه کجا میری ؟
بگم بندر عباس
پلیسه شاکی شه بگه احمق منو سرکار گذاشتی ؟؟؟
بگم نه به حضرت عباس …

•.•.•.•.•.•.•.•فانتزیای جدید•.•.•.•.•.•.•.•

یکی از فانتزیام اینه که وقتی با زنم دعوام شد خودمو کنترل کنم ، نازش کنم و بزارم بخوابه …
وقتی خوابید قشنگ برم سر وسایل آرایشیش با ریملش کفشامو واکس بزنم … کرم دور چشم و شبشو بمالم به تایرای ماشینم … با مداد سیاه دور چشمش خشای روی کفشمو پر کنم … با دستمال مرطوبشم میتونم میز کامپیوترمو قشنگ تمیز کنم ، با موچینش یه حالی به موهای دماغم بدم …

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 6.8/10 (8 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +2 (from 2 votes)

تیر 24ام, 1392 | 0 views | دسته: جملات خنده دار، سرگرمی
برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

اعتراف کنید سری جدید

اعتراف کنید سری جدید

عجب اعتراف هایی (طنز)
اعتراف میکنم تا سنه 13-12 سالگی تحت تاثیر حرفای مادربزرگم که خیلی تو قید و بند حجاب بود با روسری می‌شستم جلوی تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم. زیاد میخندید فکر میکردم بهم نظر داره!!
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 7.1/10 (7 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +1 (from 1 vote)

خرداد 31ام, 1392 | 10 views | دسته: جملات خنده دار، سرگرمی
برچسب ها: ، ، ، ، ،

فک و فامیله ما داریم “تیرماه”

 

فک و فامیله ما داریم “تیرماه”

 

 رفتیم خونه فک و فامیل میگه پدر بزرگ خوبن ؟
می گم تقریبا ۵۰ روز که فوت کردن !!
میگه اا حتما اگهی فوتشون رو دیدم یادم نیست
این اسمش فک و فامیله ما داریم

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

رفتیم ایران خودرو بابام به یارو میگه پراید دارید؟

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

با مامانم رفتیم مغازه تعمیرات تلفن که تلفن بی سیم خونه رو بدیم درست کنن
یاروو تلفن زده به پریز بعد با موبایلش زنگ زد که ببینه زنگ می خوره یا نه
تلفن که زنگ خورد مامانم به من میگه : این آقاهه شماره مارو از کجا داشت
فک و فامیله داریم ما ؟

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

همیشه احوال رفیقتو هر ۳۹روز ،حتما یکبار بپرس که اگه مرده بود به چهلمش برسی!
اس ام اس های مامانم به من !!
اینو بهش میگن فک فامیل ؟!!

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

به مامان جونم می گم : شوهرت بدیم یا بفرستیمت مکه؟
میگه : والا مکه که در نمیره!!
فک وفامیل داریم ما

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

دعوت مودبانه ی بابام از من برای صرف شام
تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیا پای سفره پهن شو !!!

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

دیشب رفتیم خونه خالم یه پسر داره اندازه ماکارونی ۴ سالشه اومده میگه : این علامت حاکمه بزرگ میتی کومانه
خواستم خر کیف شه احترام گذاشتم
برگشته میگه : تو نمی خوات احترام بزاری (زومبه)
آخه این فک فامیله داریم؟!

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

یکی از فامیلامون از شهرستان اومده بودن خونه ما نزدیکه دو هفته پیشمون موندن
مامانم بلاخره خسته شد یه روز ظهر خیلی جدی بهشون گفت :
روزه آخری که می خواستین برین می خوام گوشت در بیارم از فریزر آبگوشت درست میکنم
راستی کــی میرین؟
یه همچین فامیلی داریم ما !!!

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

داداشم دو ساعت نشسته جلو تلویزیون خاموش میگم چرا روشن نمی کنی؟
میگه بابا گفته هیچ سودی که ندارید یه یارانه تمام فایدتونه اونم بخوام خرج خودتون کنم؟؟؟
داداشم حداقل فوق لیسانس داره فکرکنم من که دانشجو هستم نون خوردن هم برام بزودی ممنوع شه!

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

پسر داییم هنوز پوشک پاشه تازه حرف زدن یاد گرفته
بهش میگم ای جانم پوشک داری خوشمل پسمر؟
میگه پ نه پ دستشویی فرنگی پام کردم،اگه کار داری بهت قرض بدم
تا غروبش نگاش نکردم می ترسیدم بهم تیکه بندازه
یعنی پیشرفت نسل جدید دهن منو آزاد راه کاملا آسفالت کرده !!!!

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

به مامانم میگم میز مبل برای گل گذاشتن روش نیست ، واسه اینه که پامو بزاریم روش حالشو ببریم !
میگه پس اون جارویی هم که تو خونس برای تمیز کردن نیس برای خوردن تو صورتته …

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

پیراهن تازمو با کلی ذوق و شوق به بابام نشون دادم،میگه مبارکه عین رو بالشیای خدا بیامرز مادربزرگمه !

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

چند روز پیش دلم درد میکرد به مامانم گفتم دلم درد میکنه میخوام برم دکتر ! مامان بزرگم که اونجا بود گفت : نمیخواد بری دکتر ! نوشابه بخور ! ما قدیما وقتی بز و گوسفندامون معدشون بهم میریخت بهشون نوشابه می دادیم !!!

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

دخترخالم ۵سالشه اومده گوشیشو گذاشته رو تاقچه برگشته میگه : مامان یه وقت مسیجامو نخونیا !!!
اونوخت من تا ۱۰سالگی فک میکردم گوزنا شوهر آهوها هستن …

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

از امتحان برمیگردیم ، بابا مامانمون میپرسن چطور بود ؟ میگیم عالی بود قبول میشم ! میگن لاف نزن راستشو بگو !
بعدش میگیم افتضاح بود خراب کردم ؛ میگن مسخره بازی درنیار راستشو بگو !
ما باید به کدوم سازشون برقصیم ؟

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

تو جاده شمال تو این سرازیری های پیچ در پیچ مامانم میگه مگه شمال تو نقشه بالا نیست ؟ میگم چرا ؟!
میگه پس چرا ما همش سرازی میریم ؟؟؟

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

بابام یه مرغ مینا خریده نره ، بهش میگه : مرغ سینا …

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

برادرزادم اومده خونمون مهمونی بهش میگم میگو گرفتم سرخ کنم بخوریم اگه باز سیر نشدی یه پیتزایی خوب میشناسم می برمت اونجا …
برگشته میگه عمو خیلی گدایی ! چرا برام فلافل نمی گیری ؟

•.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

بابا بزرگم هشتاد سالشه همیشه اصرار میکنه که بزارید من از خونه تنهایی برم بیرون مگه زندانی گرفتید ؟ میخوام برم نون و روزنامه و اینا بگیرم …
یه روز بعد از کلی اصرار گفتیم باشه برو ولی مواظب باش ! رفته نونوایی محل به همه ی اونایی که تو صف بودن گفته عجب روزگاری شده ، پنج تا دختر دارم پنج تا پسر اونوقت تو این سن و سال من پیرمرد باید بیام تو صف وا

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 8.3/10 (7 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +2 (from 2 votes)

خرداد 29ام, 1392 | 5 views | دسته: جملات خنده دار، سرگرمی
برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ،

تفاوت یک زن انگلیسی و فرانسوی با زن ایرانی – طنز

rahafun.com tanz.pic  تفاوت یک زن انگلیسی و فرانسوی با زن ایرانی   طنز

تفاوت یک زن انگلیسی و فرانسوی با زن ایرانی – طنز

یک زن انگلیسی، یک زن فرانسوی و یک زن ایرانی با هم قرار می گذارند که اعتصاب کنند و کارهای خانه را انجام ندهند تا شوهران آنها ادب شوند و در رفتار خود تجدید نظر کنند و بعد از یک هفته نتیجه کار را به یکدیگر بگویند.

یک هفته بعد؛ جلسه زنان برای ارائه نتایج اعتصاب:

زن فرانسوی:

«به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه اتو و نه … خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم. خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم!»

روز بعد خبری نشد، روز بعدش هم همینطور…

روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و آورد در اتاق رختحواب. من هم خودم را به خواب زدم تا سینی صبحانه را گذاشت و رفت. بعد هم شب با یک کادو به خانه آمد و زندگی مان کلا تغییر کرد…قرار شد کارهای خانه را با هم انجام دهیم.

.

.

زن انگلیسی:

من هم مثل تو. همین حرف ها را با جیغ و فریاد گفتم و رفتم توی اتاقم.

روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم با گل به خانه آمده و چیزهایی که مدت ها بود از او می خواستم برایم خریده. شام به رستوران دعوتم کرد. صبح روز بعد هم خانه را شخصا تمیز کرد و گفت: کاری نداری عزیزم؟ و بعد از اینکه صبحانه را برایم آورد، به سر کار رفت.

.

.

زن ایرانی:

من هم عین شما همین حرف ها را زدم و با تهدید سر شوهرم فریاد کشیدم که دیگر خسته شدم.

اما روز اول چیزی ندیدم.

روز دوم هم چیزی ندیدم.

روز سوم هم چیزی ندیدم.

شکر خدا روز چهارم کمی توانستم با چشم چپم ببینم!

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 7.8/10 (5 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

خرداد 22ام, 1392 | 12 views | دسته: جملات خنده دار، سرگرمی
برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

تفاوت طرزفکر کشورهای مختلف – طنز

tanz mard تفاوت طرزفکر کشورهای مختلف   طنز

تفاوت طرزفکر کشورهای مختلف – طنز

اگر حشره ای در فنجان قهوه بیفتد، تصور می کنید واکنش یک آمریکایی، انگلیسی، چینی و یک صهیونیست اسرائیلی چه خواهد بود؟!

مرد انگلیسی فنجان را به خیابان پرتاب و کافه را ترک می کند.

.

.
مرد آمریکایی، حشره را خارج می کند و قهوه را سر می کشد!

.

.
مرد چینی حشره و قهوه را با هم سر می کشد…

.

.


ولی مرد اسرائیلی:
۱- قهوه را به آمریکایی می فروشد و حشره را به چینی.

.
۲- در تمام رسانه ها شیون و زاری می کند که امنیتش در خطر است.

.
۳- فلسطین و حزب الله و سوریه و ایران را متهم می کند که جنگ میکروبی براه انداخته اند.

.
۴- همچنان به کولی بازی و «ننه من غریبم» خود درباره شکنجه یهودیان در هولوکاست هیتلری و سامی ستیزی و زیرپا گذاشتن حقوق بشر یهودی ادامه می دهد.

.
۵- از رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین خواهد خواست که به مردم خود بگوید دست از حشره انداختن در فنجانهای قهوه بردارند.

.
۶- از آمریکا درخواست کمک نظامی فوری و وام یک میلیارد دلاری (با قابلیت بازپرداخت یکصد ساله) می کند تا یک فنجان قهوه دیگر سفارش دهد.

.
۷- قهوه چی مجبور خواهد بود که غرامت این کار را با تقدیم قهوه مجانی به وی تا پایان قرن جبران کند.

.
۸- سرانجام و نه به عنوان آخرین اقدام… تمام دنیا را متهم می کند که فقط ایستادند و نگاه کردند و با آنکه او یک انسان معمولی است و برای اولین بار به قهوه خانه رفته است تا اولین قهوه اش را از زمان خروج چندین قرن پیش یهود از مصر صرف کند، برای مصیبت او اندوهگین نشدند!

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 6.7/10 (7 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

خرداد 22ام, 1392 | 10 views | دسته: جملات خنده دار، سرگرمی
برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

تفاوت دختران و پسران – طنز

IMG13534778 تفاوت دختران و پسران   طنز

تفاوت دختران و پسران – طنز

در این نوشته می خواهیم تفاوت زمین خوردن دختران و پسران  و همچنین نحوه بر خورد اطرافیان با آنها را مقایسه کنیم  icon razz تفاوت دختران و پسران   طنز

پسر در حال دویدن…
زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ “صدای پس گردنی”)
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!

.

.

.

.

.

 

دختر در حال راه رفتن…
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 10.0/10 (3 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +2 (from 2 votes)

خرداد 22ام, 1392 | 18 views | دسته: جملات خنده دار، سرگرمی
برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

مقایسه دانشجو در کشورهای مختلف -طنز

194 مقایسه دانشجو در کشورهای مختلف  طنز

مقایسه دانشجو در کشورهای مختلف -طنز

تفاوت های جالب دانشجوها در کشورهای مختلف دنیا  icon razz مقایسه دانشجو در کشورهای مختلف  طنز

ژاپن: به شدت مطالعه میکند و برای تفریح روبات میسازد!

.

.
مصر: درس میخواند و هر از گاهی بر علیه حسنیمبارک، در و پنجره دانشگاهش را میشکند!

.

.

هند: پس از چند سال درس خواندن، عاشق دختر خوشگلی میشود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا میکند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشن پیش میآید و سرانجام آن دو با هم عروسی میکنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام میشود!

.

.

عراق: مدام به تیرها و خمپارههای تروریستها جاخالی میدهد و در صورت زنده ماندن درس میخواند!

.

.

چین: درس میخواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را میسازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی میفروشد!

.

.

گینه بیساوو: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیلهای درس بخواند!

.

.

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری آمریکا، دعا کند!

.

.

پاکستان: او بشدت درس میخواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

.

.
اوگاندا: درس میخواند و در اوقات بیکاری بین کلاس، چند نفر از قبیله توتسی را میکشد!

.

.

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!

منقرض میشود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس میخوانند!

.

.

ایران: عاشق تخممرغ و سیگار است! سرکلاس دروس عمومی، چرت میزند و سر کلاس دروس اختصاصی، جزوه مینویسد! سیاسی نیست ولی سیاسیها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال میکند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را میخورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه میگوید! او سه سوته عاشق میشود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، والا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار میشود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب میشود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده، که چرا صاحبخانهها جان به عزرائیل میدهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمیدهند! او چت میکند! خیابان متر میکند و در یک کلام عشق و حال میکند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان، در خطر انقراض است.

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 8.0/10 (6 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +2 (from 2 votes)

خرداد 22ام, 1392 | 8 views | دسته: جملات خنده دار، سرگرمی
برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

اعترافات باحال و خنده دار

اعترافات باحال و خنده دار

یه بار خونمون کلی مهمون اومده بود منو داداشمو دومادمونو خواهر زادم با مهمونامون نشسته بودیم من داشتم سر به سر خواهر زادم میزاشتتم ۴ سالشه
بهش میگفتم داییت مال من میگفت نه ماله منه
میگفتم بابات مال من گفت نه ماله منه
گفتم مامانت مال من من گفت نه مال خودمه
شاکی شدم گفتم پس چی مال من؟؟ با تعجب دورو برشو نیگا کرد چشش خورد به سطل آشغال گوشه اتاق بلند گفت آهان سطل آشغال مال تو!!!! ملتی داشتن این ماجرارو نیگا میکردن یهو منفجر شدن از خنده حالا منو میگی بدتر از همشون میخندم ” بچیکه ۴ سالشه آبرومونو برد”

اعتراف میکنم:از چند روز قبل دوستم میخواست زمانی که من پاهامو رو هم گذاشتم کفشمو با پاش در بیاره ولی نمیتونست تا امروز سر کلاس زبان بودیم من دیدم داره با کفشش بازی میکنه منم نامردی نکردم با پام زدم کفشش در اومد افتاد تقریبا وسط کلاس منم سریع فرار کردم خدارو شکر استاد نفهمید وگرنه از کلاس بیرونمون میکرد

.

.

اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!
تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!
.
.
.
اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟
دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید
اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!
مامان گفت نوید کیه؟
گفتم: پسر آقای …
گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده
.
.
.
چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود … بهش اس ام اس(!) زدم گوشیتو جا گذاشتی!!!!!!!
.
.
.
چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم
.
.
.
اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! معلم اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا ، رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس ۴ – ۵ نفر شلوغو آورد بیرون  زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن زدنم !
.
.
.
اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده …ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم
.
.
.
اعتراف می‌کنم سر فینال جام جهانی‌ تا لحظه‌ای که اسپانیا گل زد فکر می‌کردم اسپانیا نارنجیه، هلند آبی‌، گل هم که زد کلی‌ لعنت فرستادم به هلند، بعد گل رو صفحه نوشت اسپانیا ۱ – هلند ۰ ، تازه فهمیدم کل بازی داشتم اشتباه فحش میدادم
.
.
.
اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود خندون رفتم تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم!
بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون!
.
.
.
یه بار با بچه ها بودیم یکی از دوستام رو بعد از مدت ها دیدم ، کلی ریش گذاشته بود
f1e05c82c7d3af8df68c934bb4ca5f37 اعترافات باحال و خنده دار با خنده بهش گفتم : علی این ** بازیا چیه ؟
گفت پدرم فوت کرده
:l گفتم تسلیت میگم
.
.
.
اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده
.
.
.
اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون…بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت….گفتم منم همینطور….گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حمتاً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم

.

.

.

.

اعتراف میکنم بادیدن اسم بچه های قدیمی (ک قبلا دوست بودیم)قندتو دلم آب میشه.میخام داد بزنم بگم من بااینا دوستم.خیلی خیلی دوستتون دارم.

.

.

.

سوارقطاراتوبوسی بودیم.تقریبا خالی بود من رفتم نزدیک یه پسر نشستم وکلاروم اینوربودکه نگاش نکنم که ناگهان پاش رفت توسطل اشغال خیس گیرکرد.گفت ااااه.من خفن خندم گرفت که بلندشدم محلو ترک کردم.راستی بگم ک زیادبودیم کلاجاها قاطی شده بودنسوارقطاراتوبوسی بودیم.تقریبا خالی بود من رفتم نزدیک یه پسر نشستم وکلاروم اینوربودکه نگاش نکنم که ناگهان پاش رفت توسطل اشغال خیس گیرکرد.گفت ااااه.من خفن خندم گرفت که بلندشدم محلو ترک کردم.راستی بگم ک زیادبودیم کلاجاها قاطی شده بودن

.

.

.

اعتراف میکنم امروز امتحان دین و زندگی داشتم منم تا دیشب ساعت نه نمیدونستم ساعت نه فهمیدم تا صبح نشستم نگاه کردم صبح رفتم مدرسه دیدم امتحان ریاضی بود دوستم بهم اشتباه گفته بود از عمد ای خداااااااااا

.

.

.

ی روز ی بنده خدایی ازم برسید چطوری؟منم گفتم شکر نفسی میاد و میره.بعد گفت الهی بمیرم یعنی آسم داری!!!!!!!!!ای خدااااااااا ینی اون روز مردم از خنده.آدم اینقد خنگ نوبره والا

.

.

.

اعتراف میکنم امروز سر چلسه امتحان ریاضی هرچی به جلوییم میگفتم درشت بنویس منم ببینم هی ریز مینوشت منم اعصابم خورد شد بلند شدم و جلوی مراقب محکم گذاشتم پس گردنش و گفتم مگه نمیگم درشت بنویس!!!مراقب اومد برگما گرفت و از جلسه پرتم کرد بیرون.خدا را شکر ده نمره نوشتم لااقل تژدید نمیشم!

.

.

.

.

اینجانب هیچ وقت پشت ماشین سوتی ندادم مثلا ماشین خاموش کنم تو دنده روشن کنم یا از این چیزا !

اعتراف می کنم مدتی پیش در حال رانندگی به سمت منزل بودم و می خواستم بپیچم تو خیابون که دستم از روی فرمون سر خورد

هل شدم می خواستم فرمون رو بگیرم دستام به هم پیچ خورد همزمان برف پاک کن خورد

تا فرمون رو گرفتم نزدیک بود برم عقب یه ماشین که پارک بود

زدم رو ترمز ماشین خاموش کرد

اومدم روشن کنم به ماشین تا استارت زدم یه متر پرید جلو خورد عقب ماشین جلویی

کلاج گرفتم روشن کردم زدم دنده عقب گفت خررررررررررررت

کلاج رو محکم فشار دادم زدم دنده عقب افتادم تو جوب !!!

خلاصه هرچی ذره ذره آبرو جمع کرده بودم  یه لگد زدم و همش رو ریختم

.

.

.

.

اعتراف می کنم با دوستم دعوام شد

در اولین اقدام انتقام جویانه شماره موبایلشو دادم به عنوان فروشنده گوسفند زنده تو نیازمندی ها چاپ کنن

.

.

.

.

اعتراف می کنم چند وقت پیش کامبیز دیرباز رو تو ماشینش  دیدم

اومدم بگم شما کامبیز دیربازی ?

گفتم شما کامباز دیربیزی !!!

خودش از خنده با کله رفت تو فرمون !!!

.

.

.

.

اعتراف می کنم تا ۱۴ سالگی فکر می کردم

اگه مغز حیوانات رو بخورم باهوش می شم و آی کیوم می ره بالا !!!

.

.

.

.

اعتراف می کنم بچه که بودم فکر می کردم

این برچسب های تبلیغاتی که روی در خونه ها می چسبونن یه چیزی توی مایه مدال ژنرالهاست !!!

هر کی بیشتر داشته باشه وضعش بهتره هی می رفتم برچسب همسایه ها رو می شمردم که یه وقت اضافه تر از ما نباشه !!!

.

.

.

.

اعتراف می کنم بچه که بودم کلید خونمونو بر می داشتم رو یه کاغذ هم یه نقشه می کشیدم

می بردم تو باغچمون خاک می کردم بعدا خودم می رفتم پیداشون می کردم میگ فتم نقشه گنجه اینم کلید صندوقشه !!!

.

.

.

.

اعتراف می کنم

همین الان مهمونا ریختن تو خونه مون

من اومدم تو اتاقم قایم شدم دارم اینا رو می نویسم

.

.

.

.

اعتراف می کنم در دوران کودکی و جاهلیتم فکر می کردم

مو خوره یه جور حشره است که تو سر زندگی می کنه و مو رو می خوره !!!

.

.

.

.

اعتراف می کنم یه بار رفتم دستشویی شروع کردم به باز کردن دکمه های پیراهنم

دیگه داشتم می رسیدم به دکمه ی آخر پیرهنم که یادم افتاد نباید پیراهنم رو در بیارم !!!

.

.

.

.

اعتراف می کنم بچه که بودم تا ۶ سالگی وقتی سرمو می ذاشتم رو بالش که بخوابم

نبض روی شقیقه هام صدای تیک تیک می داد و منم نمی فهمیدم که نبضم داره می زنه

فک می کردم بالشتم کرم داره وقتی سرمو میذارم روش کرم ها اون تو رژه می رن  !!!

.

.

.

.

اعتراف می کنم وقتی از خیابون رد می شم اسم تابلو مغازه ها رو می خونم

اگه تو ماشینم باشم سعی می کنم همه رو بخونم اگه نشه یه جورایی وجدان درد می گیرم !

این عادتو از بچگی دارم چون معلم کلاس اول دبستانمون گفته بود تابلوی مغازه ها رو بخونین تا روخونی تون قوی بشه دیگه این مونده تو سرم!

.
.
.
.

اعتراف می کنم تو نصب بازی یا نرم افزار همش موس رو می گیرم

جلویه اون نوار سبزه تا به اون برسه بعد که یکم می ره جلو خر کیف م یشم می گم ایول بدو بدو برس به اون سبزه دیگه چیزی نمونده !

.
.
.
.

اعتراف می کنم رفتم مغازه سیگار بگیرم

گفتم : آقا یه بسته وینستون بده

مغازه دار گفت : لایت باشه ؟

یهو یکی از پشت سرم گفت : آره لایت باشه بچم گلوش اذیت نشه

برگشتم دیدم بابام پشت سرمه !

.
.
.
.

اعتراف می کنم با رفیقم وایستاده بودیم سر خیابون یکی رد شد به دوستم سلام داد

گفتم : این اسکول مشنگ کی بود ؟

گفت : دامادومونه !!!

.
.
.
.

اعتراف می کنم رفته بودم دیدن یکی از فامیلامون که تازه فارغ شده بود

بچه رو بغل کردم می خواستم بگم ایشالله زنده باشه گفتم ایشاالله زنده می مونه !!!

.
.
.
.

اعتراف می کنم تو تاکسی نشسته بودم

نزدیکای مقصد به جای اینکه بگم ممنون پیاده می شم بلند گفتم : خسته نباشید !!!

اینقدر تابلو بود دیگه نتونستم کاری کنم جز اینکه سریع پیاده بشم !!!

.
.
.
.

اعتراف می کنم تو مجلس ختم شوهر عمم به عمم به جای اینکه بگم غمه آخرتون باشه

گفتم : ایشالا آخر عمرتون باشه !!!

.
.
.
.

اعتراف می کنم وقتی خیلی کوچیک بودم موقع دستشویی رفتن بخاطر ترس در و تا آخر باز می ذاشتم

روز اول مدرسه طبق عادت همیشگی رفتم دستشویی مدرسه و در هم باز گذاشتم

یه لحظه برگشتم دیدم نصف مدرسه به اضافه ناظم جمع شدن جلوی دستشویی دارن بهم می خندن

.

.

.

.

اعتراف میکنم کلاس دوم ابتدایی که بودم، شبا موقع خواب گریه میکردم، حتما میپرسید چرا؟!

راستش یاد درسایی می افتادم که معلم هنوز تدریس نکرده بود و با خودم میگفتم من چجوری اینارو یاد بگیرم و این میشد که میزدم زیر گریه، بابام هم نصفه شبی پا میشد درس رو که معمولا ریاضی بود بهم یاد میداد، منم یاد میگرفتمو بعد با خیال راحت میخوابیدم !

.

.

.

.

اعتراف میکنم کوچولو که بودم مامانم نمیذاشت چیپس بخورم، خلاصه یه شب اینقد رو مخش رفتم که بالاخره گفت: باشه فردا بهت پول میدم برو بخر. من اون شب تا صبح نخوابیدم !

.

.

.

.

اعتراف میکنم وقتی که ۷،۸ سالم بود، یه روز ظهر بابام داشت میخوابید به من گفت که برو برام پتو بیار، آقا من یه دختر عمو دارم اسمش بتوله و خونشون هم کنار خونه ی ماست، رفتم بتول رو صدا زدم گفتم بیا بابام کارت داره، اون هم پاشد اومد خونمون، به بابام که خواب و بیدار بود میگه عمو کارم داشتی؟ بابام با همون حالت منو نگاه کرد و با یه کم عصبانیت بهم گفت: من بهت میگم برو پتو بیار رفتی بتول رو آوردی ؟!

.

.

.

.

اعتراف میکنم که تا ۱۰ سالگی به قشنگ میگفتم خشنگ و داداشم هم به خاطر همین همش منو تنبیه میکرد!

.

.

.

.

اعتراف میکنم یه پسر عمه دارم که تا ۱۶ سالگی نمیدونستم این پسرعممه !!

.

.

.

.

اعتراف میکنم خیلی سال پیش خونمون یه عالمه مهمون بود و همه میگفتن و میخندیدن که یهو همه جا ساکت شد، منم تصمیم گرفتم یه سوال که خیلی منو درگیر خودش کرده بود رو اون موقع بپرسم ، آقا برگشتم گفتم یه سوال دارم، همه کنجکاو شدن، گفتم وقتی بچه به دنیا میاد از کجا میفهمن پسره یا دختر ؟؟ همه زدن زیر خنده، منم متعجب شده بودم که چرا میخندین و رو سوالم پافشاری میکردم و میگفتم واقعا از کجا میفهمن، که مامانم بهم گفت فعلا بیخیال شو بعدا بهت میگم ! الان که به اون موضوع فکر میکنم میبینم عجب سوتی دادم !!

.

 

.

.

اعتراف میکنم اون زمانا که کارتون فوتبالیستها رو پخش میکردن (اگه یادتون باشه بعضی وقتها دو قسمت رو باهم نشون میدادن) من قبل از اینکه شروع بشه و تیتراژش بود میرفتم جلوی تلویزیون و جلوی اسپیکرش داد میزدم که دو قسمته نشون بدید !!

.

.

شما هم اعتراف کنید

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 5.8/10 (9 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +2 (from 2 votes)

خرداد 22ام, 1392 | 14 views | دسته: جملات خنده دار، سرگرمی
برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

جدیدترین جوک ها و پیامک های خنده دار

 

پیامک های خنده دار اسفند ماه 91

میدونستین خرچنگها تو عروسیاشون نمیتونن دست بزنن

فقط بشکن ریز میزنن!

برید حال کنید با این اطلاعاتی که در اختیارتون میزارم!!

.

.

.

یکی از اولین حیرت‌های فلسفیم وقتی بود که

فهمیدم علت این که میگن “بادمجون بم آفت نداره”

اینه که بم اصن بادمجون نداره

 

.

.

.

مهم نیست چـــقدر بالایی

مهـــم اینه که اون بالا “لاشـــخوری” یا “عقــــــــاب” … !

.

.

.

ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﮔﻞ ﺩﻧﻴﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﺍﻣﺎ ﻧﻪ …

ﺻﺒﺮ ﻛﻨﻴﺪ!

ﭘﺮﭼﻢ ﻛﻤﻚ ﺩﺍﻭﺭ ﺑﺎﻻﺳﺖ …

ﺑﻌﻠﻪ ﺍﻓﺴﺎﻳﺪﻩ ((((((((-

.

.

.

مامانم میگه پسرم همینجوری که نشستی پا اینترنت

این تخم مرغارم بزار زیرت جوجه شن…

احساس مسئولیت که نداری حداقل حس پدری رو تجربه کن!

.

.

.

این چینیا واقعا زبون همدیگرو میفهمن یا جلو بقیه آبرو داری میکنن؟!

.

.

.

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم یا یه فیلم بذارم ببینم؟

.

.

.

من هر وقت زمین میخورم به جای اینکه ببینم کجام داغون شده

فقط نگا میکنم دورم کسی نباشه.

بعد میام خونه میبینم عه دستم قطع شده! :)

.

.

.

همون وقتی که ترجیح داده شد به جای تابلوی ”از سرعت خود بکاهید“

از سرعت گیر استفاده بشه

بشر فهمیده بود که به شعورش امیدی نیست

.

.

.

طرف تو خیابون یه نفرو میبینه که رو زمین خوابیده دلش میسوزه

میگه چیه اینجا خوابیدی؟ بیا بریم کوچه ما بخواب!

.

.

.

تنها چیز با کیفیت توی زنگیمون “درد” بود،

که هر قدر کشیدیم، پاره نشد!

.

.

.

نفهمی دردیست که فرد را نمیکشد

فقط اطرافیان را دق مرگ میکند

.

.

.

ﯾﻪ ﺁﻫﻨﮕﻮ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﭘُﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ Play ﮐﺮﺩﻡ، ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩِ ﺻﺪﺍﺵ

ﮔﺮﻓﺖ!! :|

به همین گوجه سبزی که میخورم قسم :|

.

.

.

بعضیام ﻫﺴﺘﻦ ﻫﻤﭽﻴﻦ ﻣﻴﮕﻦ ﻣﺎ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﻓﻼﻥ ﻣﺎﻩ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ

ﮊﻥِ ﺑﺮﺗﺮ ﺩﺍﺭﻥ |:

ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾــــﻦ !!!

ﻋﻨﺪ ﻣـــــﺮﺍﻡ !!

ﺍﺻﻞ ﺑﺎﻣﻌﺮﻓﺘــــﺎ !!!!

ﺩ ﺁﺧﻪ ﻣﻬــــــﺮﺑﻮﻭﻭﻭﻥ !!

ﺍﺻﻦ ﺷﻤﺎ ﻣﺘﻮﻟﺪ “خرداد” … ﺧﻮﺑﻪ؟

ﺍﺯ اﯾﻦ ﺑﻬﺘــــﺮ ؟؟؟؟؟ ;)

.

.

.

بعضیا هستن میخوان باعث تنوع شن

ولی زیاد وارد نیسن باعث تهوع میشن . . .

.

.

.

دخترا عاشق حرف میشن، پسرا عاشق زیبایی!

حالا دلیل آرایش کردن دخترا و دروغگویی پسرا رو فهمیدین؟

.

.

.

وصیت کردم هرکی تو مراسم ختمم گفت: ”خدابیامرزتش،راحت شد”

با لبه ی سینیه حلوا بکوبن دهنش اونم راحت شه بیاد پیش من!

.

.

.

امروز یه سر رفتم محله قدیممون

همه خونه ها و مغازه ها و آدما رو یه دل سیر نگاه کردم

ولی هیچ حس خاصی بهم دست نداد …

آخه ما هنوزم تو همون محله زندگی میکنیم … :|

.

.

.

آدم بی گناه تا پای چوبه دار میره اما آدم گناهکار تا اونجا هم نمیره!

.

.

.

آیا میخواهید همیشه و همه جا بدرخشید؟

به خودتان مقداری اکلیل بزنید..

من امتحان کردم خوب جواب داد :)

.

.

.

چرا به اونی که اولین بار به ذهنش رسید زرشکو سرخ کنه بریزه توی پلو نوبل ندادن؟

خدمت به بشریت مگه فقط کشف واکسن و قرصه؟

.

.

.

به استادم میگم استاد ما نسل سوخته ایم بخدا …

گفت نسل سوخته ماییم شما نسل پدر سوخته اید … :|

هیچی دیگه تا حالا اینقدر توی زندگیم قانع نشده بودم!

.

.

.

جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید: استخدام دارید؟

یارو گفت مدرک چی داری؟ گفت دیپلم!

یارو گفت یه کاری برات دارم،

حقوقشم خوبه پسره قبول کرد.

یارو گفت:

ما اینجا میمون نداریم میتونی بری توی پوست میمون

تو قفس تا میمون برامون بیاد!

چند روزی گذشت یه روز جمعه که شلوغ شده بود،

پسره توی قفس پشتک وارو میزد

از میله ها بالا پائین میرفت.

جوگیر شد زیادی رفت بالا از اون طرف افتاد تو قفس شیره!

داد زد کمککککککککک

شیره افتاد روش دستشو گذاشت رو دهنش گفت،

آبرو ریزی نکن من لیسانس دارم..!

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 10.0/10 (2 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: -1 (from 1 vote)

خرداد 21ام, 1392 | 9 views | دسته: جملات خنده دار
برچسب ها:
  • Page 1 of 2
  • 1
  • 2
  • >